سفر به جزیره ابوموسی و کیش

بله بالاخره بعد از سالها که همه میگفتند امکان نداره به جزیره ابوموسی سفر کنی به برکت سر یک اصفهانی با نام جعفر فیهی موفق شدم به این جزیره بم

یه روز دیدم که در سایت گردشگری CS یکی نوشته که دنبال پایه هستم به جزیره ابوموسی . من هم که تعجب کرده بودم و به خودم میگفتم مگه میشه این بره چون شنیده بودم به همین سادکی ها نیست خلاصه شمارشو گرفتم و اون صحبت کردم مثل اینکه ایشون با فرمانداری جزیره ابوموسی هماهنکی های لازم رو انجام داده بود و موفق شدیم دو نفره به این جزیره نظامی برویم
در ابتدا گفته شده بود که با هواپیما باید برویم ولی دقیقه نود خبر رسید به دلیل تکمیل هواپیما باید از بندرعباس به بندرلنگه برویم و با کشتی به جزیره برویم . ( باید بگم که هیچ هزینه ای برای رفتن به ابوموسی چه با هواپیما چه با کشتی از کسی نمیگیرند ) خلاصه رفتیم لنگه و سوار کشتی شدیم ( اسمهای نفراتی که باید سوار هواپیما سا کشتی بشوند از طرف فرمانداری از قبل اعلام میشود یعنی هر کسی نمیتواند سوار بشود) حرکت کردیم کشتی خیلی خلوت بود کشتی بسیار شیک و بززرگ و با سرعت بسیار بالا حرکت کردیم و بعد از دو ساعت به ابوموسی رسیدم . در ابتدا شک داشتیم که میشود در جزیره چادر زد یا نه که متوجه شدیم بله دو پارک دارد که در اونجا میتوانید چادر بزنید . دریای بسیار زیبا ساحل های بسیار زیبا ( ولی باید بگم که فقط سی درصد از فضای جزیره را میتوانید بروید ساحل مابقی زیر نظر ارتش و سپاه و نیروی انتظامی بود ) شب اول در پارکی به نام قدیر چادر زدیم و صبح تصمیم گرفتیم دور جزیره را با پای پیاده بزنیم (فقط اجازه داشتید در مسیر بازدید از دور جزیره در امتداد جاده اسفالت حرکت کنی و به هیچ عنوان از جاده خارج نشوی زیرا نظامی ها تذکرات لازم را در مورد عکس نگرفتن و ورود به مناطق ممنوعه را به ما داده بود و ما نیز رعایت کردیم . دور جزیره را زدیم از مناطق ممنوعه خارج شدیم و به اولین ساحل بعد از مناطق ممنوعه رسیدیم که میگفتند ساحل عربها (اماراتی هایی که در آنجا زندکی میکنند و آن قسمت زیر نظر خود دولت امارات بود و ایرانی اجازه نداشتند به اونجا بروند حتی شورته یا همون پلیس خودشون را داشتند (خلاصه یه خورده در ساحل عربها استراحت کردیم و از منطقه عربها هم خارج شدیم و شب در در پارک دولت ابوموسی چادر زدیم شب بعد نیز در ساحلی نزدیکای اسکله ابوموسی چادر زدیم و فردای آن روز به لنگه برگشتیم و از آنجا به چارک و سپس به کیش رفتیم در کیش بعد از گشت و گزار برای چادر زدن به مجایی که برای چادر زدن مهمانات بود به نام کمپ مجردها و کمپ خانوادگی رفتیم و در آنجا چادر زدیم فرداش رفتیم غواصی پارا سل بازی 🙂
و برای شب در لنگه چادر زدیم و صبح فرداش به بندرعباس اومدیم

سفر به سیستان بلوچستان

بعد از مدت زیادی که تصمیم داشتم به سیستان بلوچستان بروم و هر بار مشکلی باعث آن میشد که برنامه سفرم کنسل شود بالاخره قسمت شد از این استان نیز دیدن کنم . تصمیم من تمام استان سیستان بلووچستان نبود بلکه فقط مسیر ساحلی در برنامه من بود که به صورت هیچهایک سفر کنم .
صبح زود راه افتادم با وسیله ای گذری خود را به میناب در یک ساعتی بندرعباس رساندم و سپس تا خروجی میناب که چسبیده به آن روستایی بزرگ و زیبا که دستکمی از شهر نداشت به نام زهوکی با موتور سواری که از آنجا میگذشت رسیدم از انجا به سیریک و سیریک به جاسک رفتم . در جاسک یکی از دوستان نزدیک که از بچه گی با هم رفیق هستیم به نام ابراهیم که در آن موقع برای امتحانها به جاسک رفته بود در خوابگاه اون برای شب اقامت کردم که با دوست ابراهیم هم زمانی خوشی را در کنار هم گذروندیم . صبح دوباره از جاسک حرکت کردم به طرف لیردف و سپس زر آباد در زرآباد یکی از دوستان من را به خانه اش دعوت کرد و شب را در آنجا ماندم . صبح مجدد حرکت کردم به طرف کهیر قبل از کهیر از جایی دیدنی به نامه گل افشان دیدن کردم که میتوانید با سرچ در اینترنت در مورد آن بیشتر بخوانید بعد از کهیر به بندرکنارک و سپس به چابهار (یکی از دوستان سی اسی شب را با هم گذروندیم و دیدار یکی از مهمانهای قدیمی و دعوت شام که بسیار خوشحالم کرده بود در اون زمان ) از چابهار به طرف کوهای مریخی و گواتر روستای در صفر مرزی دریایی ایران پاکستان رفتم در تمام این مدت تنها چیزی که توفبق اجباری من بود هوای بسیار بارانی و بی ثابقه در چند سال اخیر در این استان بود که برای برگشت من به بندرعباس مشکل ساز شده بود و مجبورم کرد برای برگشت به کرمان بروم و از کرمان به بندرعباس بیایم

سفر دو روزه به آبشارهای لمزان

من و یکی از دوستای تهرانی به نام سعید که چند هست با هم آشنا شدیم و ایشون نیز اهل سفر نیز میباشد به من پیشنهاد آبشاری در اطراف بندرعباس را به من داد . من که سالهاست در بندرعباس زندگی می کنم از این آبشارها و حتی از اون منطقه اسمی به گوشم تا اونموقع نخورده بود
جایی به نام لمزان در نزدیکیهای بندر خمیر یک ساعتی بندرعباس
نزدیکای ظهر شروع از بندرعباس شروع به حرکت کردیم که به صورت هیچهایک ( سفریست که هزینه وسیله نقلیه داده نمی شود و با هر ماشینی که تا اندازه ای به هدفمون نزدیک باشه جوین میشیم که لذت خودش را دارد )خودمون رو به اونجا برسونیم شب را در شهرستان لمزان که بتازگی نیز شهر شده بود رسیدیم که اکثرا از نظر مالی خوب بودند و از نظر شهر سازی و ساختمانهای واقع در اونجا دست کمی از مرکز استان نداشت . شب را در پارک زیبایی در لمزان چادر زدیم و صبح زود حرکت کردیم به طرف آبشار که از خروجی لمزان به طرف کوه نزدیکای دو ساعت پیاده روی داشت .

سفر به کردستان عراق

سلیمانیه کردستان عراق

اربیل کردستان عراق

آشنایی با شهر بندرعباس و جزایر هرمزگان