سفر به کردستان عراق

سلیمانیه کردستان عراق

اربیل کردستان عراق

سفر به جلفا و ارمنستان

تبریز به جلفا

ایروان ارمنستان

س

 

 

جزیره هرمز( مفنق و گلک )

چند روز پیش بود که یکی دو روز وقتم آزاد شده بود یه برنامه ای ریختم برای رفتن به جزیره هرمز ، با یکی از دوستام که خونه مجردی داشت در جزیره هرمز هماهنگ شدیم که شب جمعه بریم اونجا . برنامه از این قرار بود که با آخرین تندرو ساعت ۲۰:۳۰ حرکت کنم به طرف جزیره هرمز و شب را در خانه بمونیم که صبح اول وقت بریم به طرف دو تا از محبوب ترین جاهای جزیره هرمز که هر وقت برید میتوانید توریستهای ایرانی و خارجی را در آنجا ببینید . ۱-گلگ ۲-مفنق
من و دو نفر از کشور جمهوری چک و پرتقال که ساکن انگلیس بودند حرکت کردیم و در ساعت ۲۲:۰۰ رسیدیم به جزیره هرمز یه شام مختصری خوردیم و خوابیدیم تا صبح . صبح که شد صبحانه رو خوردیم و با یکی از دوستانم که ماشین داشت در جزیره هرمز هماهنگ کردیم و رفتیم به طرف گلگ
گلگ جایی بکر است که کمتر مردم بومی و حتی توریستهایی که فقط برای یک روز به جزیره می آیند به آنجا می روند و تا حدودی می شود که بکر است و انهایی که از قبل در مورد گلک شنیده اند به آنجا می روند .

رسیدیم به بچه هایی که از قبل در انجا بودند ملحق شدیم و از صبح تا بعد از ظهر با هم بودیم و سپس مجدد با دوستم هماهنگ کردیم برای رفتن به مفنق
مفنق هم همانند گلگ بکر می باشد و تا حدودی برای رسیدن به آنجا باید راه مشکلتری نسبت به گلگ را طی کنید ولی از بعضی شرایط بهتر از گلگ می باشد که باید تجربه کنید

وقتی رسیدیم و به دوستانی که در آنجا مستقر بودند ملحق شدیم و با بی توجهی به بادی که شدیدا گرفته بود به تفریح خود ادامه دادیم بچه ها آتیش روشن کرده بودند چایی خوردیم و سپس برای شام دستپخت آقا داوود که یکی شخصی بسیار فهمیده و روشن فکر به معنای واقعی را خوردیم .
آقا داوود چندین ماه است که در جزیره هرمز به صورتی کمپی (چادر زدن درطبیعتهای بکر) گذرانده است و هدف اصلیش حفظ پاکی ساحل و جاهای دیگر جزیره بدون دریافت هیچ مبلغی از سازمان خاصی است از هزینه شخصی خود خرج می کند و تا جایی که امکان دارد شروع به جمع کردن پس مانده افرادی که در هنگام طبیعت گردی رعایت نمی کنند و به هر شکلی منظره زیبا و بکر سواحل جزیره هرمز را آلوده می کنند مشغول است
یک اتفاق جالب که خود شاهد عینی آن بودم را جا دارد توضیح دهم . پرنده ای بود که از همه افرادی در مفنق بودند فرار می کرد ولی توی این مدت از آنجائیکه آقا داوود برای این پرنده آشنا و بی آزار می آمد و پرنده وقتی داوود از بچه های دیگه دور میشد بروی شونه داوود می نشست
شب دیگه کم کم خسته شدیم و رفتیم خوابیدیم من که وسایل ماهیگیری آورده بودم که به محضی که باد خوابید اول صبح شروع کنم به ماهیگیری صبح که شد توسط یک سگی که دوباره با محبتهای آقا داوود با بچه ها انس گرفته بود و بسیار با مزه بود بیدار شدم ( تشنه اش شده بود و با حرکاتش به آدم می فهموند که تشنه اش است ) بلند شدم بهش آب دادم و شروع کردم به ماهیگیری آب داشت به سرعت جزر( پایین رفتن آب دریا ) میشد و وقت برای ماهیگیری تنگ بود برای اینکه وقتی آب دریا در حال جزر شدن باشد ماهیگیری سخت می شود برای همین در همان اوایل ماهیگیری دوتا ماهی گرفتم و دیگر هیچ . بقیه خواب بودند و وقتی بیدار شدند به من به صورت محترمانه ای اعتراض کردند و من را می خواستند از ماهیگیری بازدارند ولی من گوشم بدهکار نبود 🙂 من دوتا ماهی رو پاک کردم و یک آتیشی پنجاه متر دورتر از بچه های دیگه درست کردیم (برای اینکه بقیه گیاهخوار بودند و به خاطر احترام به باورهاشون جداگانه آتیش درست کردیم ) البته اعتراف می کنم برای من فرقی نمی کرد دو تا خارجی دیگه که با من بودند گفتند درست نیست اونجا ماهی ها رو بخوریم آقا ماهی رو روی آتیش جاتون خالی زدیم تو رگ البته ناگفته نباشد من نخوردم .
هر چقدر خورشید بالاتر می آمد پشه های دیوانه کننده آنجا که اکثرا به خاطر پس مانده های دیگران آنجا شده بود بیشتر میشد . مگس های متفاوت سبز رنگ و آبی زنگ و مگس های معمولی که همه جا هست . باید بگویم که مگس تنها خاطره بد مفنق و گلگ بود آنقدر مگس زیاد بود کوله پشتید رو نمی تونستید تشخیص بدید بسکه مگس می نشست روشون و به خاطر فرار از همین زودتر از زمان برنامه ریزی شده برگشتیم بندرعباس
خلاصه امیدوارم عادت بشود برای همه مردم که هر جا می روند و دور همی میگذارند نظافت آنجا را رعایت کنند برای اینکه اینطور جاها تا موقعی قشنگ است که طبیعتش حفظ بشه در غیر این صورت هیچ اسمی از مفنقها و گلگها نمی ماند .

آشنایی با شهر بندرعباس و جزایر هرمزگان